خشاب گذاری:
Realodهم یکی دیگر از نوآوریهای جالب بازی هست. در حالت معمولی خشاب گذاری مدت زمان مشخصی طول میکشد که نکته خاصی هم ندارد اما در هنگام خشاب گذاری شما متوجه خطی در زیر نشانگر اسلحه در HUD بازی میشوید که یک خط عمودی در روی آن حرکت میکند. نکته جالب همین جاست یعنی Active Reload، با فشار دوباره دکمه Reload این نشانگر بر روی خط متوقف میشود اگر نشانگر روی ناحیه خاکستری متوقف شود زمان خشاب گذاری اسلحه کاهش می یابد، اگر در ناحیه کوچک سفیدرنگ متوقف شود گلوله هایی که در اسلحه قرار میدهید از قدرت تخریب بیشتری برخوردار میشوند ولی اگر خدای نکرده! نشانگر را در ناحیه مشکی متوقف کنید، اسلحه قفل کرده! و مدت زمان خشابگذاری حتی طولانی تر هم میشود. با اینکه استفاده از این قابلیت و انجام این mini game کاملا اختیاری است اما ریسکی است که اکثر بازیباز ها آن را انجام میدهند و ماهر شدن در آن نیز چندان مشکل نیست اما در وسط اکشن داغ و پرهیجان بازی انجام این کار خیلی هم ساده نیست و چه بسیار دفعاتی که اسلحه شما قفل میکند.
سبک بازی:
سبک بازی شوتر سوم شخص است و حتی خود Cliffy B اقرار کرده که این سبک را به این خاطر بازی Resident Evil 4 انتخاب کرده چرا که خیلی ازاین بازی خوشش آمده و عقیده داشته که این سبک خیلی جای کار و پیشرفت دارد بنابراین خواسته تا با GoW این سبک را به اوج و کمال خود برساند و انصافا در این کار بسیار موفق بوده. مکانیزم مبارزات بازی در کل عنوان Stop and Pop را یدک میکشد به این معنا که سنگر گرفتن در بازی ضروری ترین بخش مبارزات محسوب میشود که در صورت عدم رعایت آن اسکلت سرخ رنگ مرگ را بر روی صفحه نمایش مشاهده خواهید کرد. در بازی از خیلی چیزها میتوانید به عنوان سنگر استفاده کنید، از یک ستون سنگی شکسته که بر روی زمین افتاده، از یک سازه بتونی، از یک ماشین اوراق، از دیوار و خیلی آبجکت های دیگر، فقط کافی است به آنها نزدیک شده و با فشار دکمه پر کار A (در ادامه دلیل پر کار بودن این دکمه را عنوان میکنیم) پشت آنها سنگر بگیرید، در این حالت هم گزینه های متعددی در پیش رو دارید مثل شلیک کورکورانه! بیرون آمدن از پشت سنگر و تیراندازی کردن (با تریگر چپ)، پریدن از روی مانع، حرکت به اطراف در پشت مانع، مانور دادن و انجام حرکات کوماندویی و تغییر سنگر و... پس میتوان این نتیجه را گرفت که GoW با اینکه یک بازی در سبک شوتر است اما از آن دست بازیهای بزن در رو!! نیست بلکه باید با حوصله، هوشیاری و فکر عمل کرده و دشمنان را از پا درآورید. کلید موفقیت در این بازی دویدن و زدن به دل دشمن نیست بلکه حرکت از یک سنگر به سنگر بعدی همراه با افراد گروه و عقب بردن سرباز لوکاست و در نهایت گوش مالی دادن او مثلا با یک شلیک اسنایپر به کله پوک اوست! شاید به همین خاطر فکر کنید که این بازی یک شوتر خیلی آرام و کند است اما سخت در اشتباهید چرا که اکشن این بازی یکی از سریع ترین و نفس گیرترین اکشن ها در سبک شوتر است که لحظه ای مجال چشم برداشتن از صفحه نمایش را به شما نمیدهد، در واقع میتوان GoW را مخلوطی عالی از شوتر های آرکید مثل Halo و شوتر های تاکتیکی/تیمی مثل Rainbow Six دانست. البته بعضی ها ممکن است GoW را با بازی Killswitch مقایسه کنند ولی این مقایسه کاملا نادرست و غیر منطقی است.

یار های شما:
در Gears of War یک تکه سنگ بزرگ، یک ماشین قراضه، یک خرابه همگی دوستان صمیمی شما هستند زیرا بدون وجود آنها پیشروی در بازی عملا غیر ممکن است و همین ها هستند که بارها جان مارکوس را نجات میدهند. در GoW فاصله مرگ با شما به اندازه چندین سانتی متر از یک سازه بتونی است!
استفاده از دسته شوک دار
استفاده از شوک دسته هم از آن مواردی است که بعید است تا به حال چیزی در سطح آن را تجربه کرده باشید، یکبار اره برقی خود را روشن کنید تا منظور ما را متوجه شوید.
ویژگی های بازی:
اما یکی از ویژگی های بازی که از دید بعضی ها اشکال و از دید بعضی دیگر مزیت است. کنترل بازی از آن بخش هایی است که هر کس نظری خاص روی آن دارد، اخیرا هم چندین بازی بزرگ، از این سبک خاص کنترل استفاده کرده اند مثل Splinter Cell. در این سبک، یک یا چند دکمه خاص بسته به وضعیتی که در آن واقع شده اید میتوانند کاربردهای متفاوتی داشته باشند مثلا در GoW دکمه A این وضعیت را دارد که در موقعیت های مختلف به شما اجازه دویدن، سنگر گرفتن، پریدن از روی موانع و جا خالی دادن را میدهد. بنابراین دکمه A یکی از دکمه های پرمشغله دسته در طول بازی است که ممکن است گاهی اوقات باعث بروز مشکلاتی شود، مخصوصا در یک ساعت اول که بازیباز هنوز نسبت به این مسئله عادت نکرده اما به مرور با این سبک آشنا شده و دیگر مشکلی نخواهد داشت. مثلا ممکن است موقعی که میخواهید با سرعت به سمت دشمن بدوید و با اره برقی ترتیبش را بدهید به خاطر نگه داشتن دکمه A به طور ناخواسته پشت ماشینی که به آن نزدیک شده اید سنگر بگیرید. این سبک خاص کنترل برای افراد مبتدی و کسانی که گیمر حرفه ای نیستند بسیار مناسب است چرا که اغلب با دیدن دسته Xbox360 و تعداد زیاد دکمه بر روی آن وحشت زده و گیج میشوند و اختصاص یک دکمه به انجام چند حرکت میتواند تا حد زیادی از سردرگمی این افراد بکاهد اما گیمر های حرفه ای هم با این سبک کنترل به مشکلی بر نمی خورند هر چند شاید با کنترل کلاسیک راحت تر باشند. تیراندازی از راه خیلی نزدیک نیز کمی مشکل است چون حرکت نشانه اسلحه کمی کند است که البته میتوانید با بالا بردن sensitivity این مشکل را تا حدودی بر طرف کنید.

هوش مصنوعی افراد گروه شما که معمولا سه نفر هستند در کل در سطح خوبی قرار دارد و در طول بازی دشمنان زیادی را از پا در می آورند اما گاهی اوقات هم مشکلاتی در هوش مصنوعی آنها دیده میشود مثلا دقت تیراندازیشان به طرز عجیبی پایین می آید و یا اینکه خیلی راحت در تیررس دشمن قرار میگیرند و صدمه میبینند و شما مجبورید برای بازگرداندنشان به بازی بالای سرشان بروید. اما در کل اشکالات هوش مصنوعی افراد خودی قابل اقماض است. در طرف مقابل هوش مصنوعی دشمنان یک سر و گردن از هوش مصنوعی افراد خودی بالاتر است مخصوصا هر چه درجه سربازان لوکاستی که با آنها روبرو میشوید بالاتر میرود. آنها خیلی هوشمندانه سنگر میگیرند و از سنگری به سنگر دیگر حرکت میکنند و وقتی موقعیت را مناسب ببینند با اره برقی به استقبالتان می آیند که در این صورت یکی از بهترین راه ها، پا گذاشتن به فرار است چون این غول بیابونی ها آماده هستند تا دل و روده انسانها را به عنوان گردنبند و مدال شجاعت بر گردن خود بیاویزند! البته اگر مکانیزم بازی طوری بود که دشمنان هر بار در مکانی متفاوت ظاهر میشدند Replay Value بازی بالاتر میرفت اما دشمنان هر بار که چپتری را بازی کنید در همان مکان قبلی خود واقع شده اند (spawn point). بازی دارای سه درجه سختی است، آسانترین حالت Casual نام دارد که در خیلی موقعیت ها بدون نیاز به سنگر گرفتن قادر هستید دشمنان را از پا در آورید و پیشروی کنید اما مراحل پایانی بازی به یکباره مشکلتر میشود و دیگر از این خبرها نیست! قدرت تخریب اسلحه های شما نیز نسبتا بالا است و سلامتی شما نیز خیلی سریع پر میشود. انجام بازی با این درجه سختی بین 7 تا 12 ساعت زمان میبرد. درجه سختی بعدی Hardcore نام دارد که حرفه ای ها باید از همین درجه سختی بازی را آغاز کنند، سنگر گرفتن تنها راه زنده ماندن در این حالت است و مراحل پایانی در این حالت نیز به یکباره مشکلتر میشود، دشمنان با تاکتیک پیش می آیند و بعضی نیز Helmet به سر دارند که از head shot شدنشان جلوگیری میکند، ضمنا دشمنان در استفاده از اره برقی خیلی خبره هستند. انجام بازی در این حالت بین 10 تا 15 ساعت زمان میبرد. اما درجه سختی بعدی که در صورت یکبار اتمام بازی آزاد میشود Insane (دیوانه وار) نام دارد که الحق نامی برازنده آن است. انجام بازی در این حالت را تنها به فوق حرفه ای ها توصیه میکنیم، چرا که برای دیگر گیمرها گذراندن بخش هایی از بازی در این حالت کاملا غیرممکن است! آنهایی که میگویند هوش مصنوعی بازی ایراد دارد احتمالا از آن دست گیمر های معمولی هستند که بازی را در حالت Casual انجام داده اند! و نمیدانند که هوش مصنوعی در حالت Insane چه غوغایی که نمیکند، این درجه سختی به تمام معنا اعصاب کشی است پس فقط اگر یک Gear کارکشته هستید آن را امتحان کنید، اتمام بازی بر روی این درجه سختی از 30 ساعت تا ابد متغیر است!!! چرا که واقعا نمیتوان بعضی قسمت های بازی را گذراند، خوشبختانه بازی برای این مشکل هم راه حلی دارد. شما قادر هستید پیش از اینکه Save خود را لود کنید درجه سختی بازی را تغییر دهید یعنی میتوانید برای قسمت های مذکور درجه سختی های پایینتر را انتخاب کنید و در ادامه درجه سختی بازی را روی Insane برگردانید. در این درجه سختی حتی مبارزه با drone ها که ابله ترین و فراوان ترین گونه لوکاست هستند نیز بسیار مشکل است حالا چه برسد به گونه هایی نظیر Wretch و Boomer های درنده، خرچنگ های بزرگ و نیروهای ممتاز و برگزیده لوکاست یعنی Theron Guard!! اگر موفق به اتمام بازی در این درجه سختی شدید، جدا یک اسفند برای خود دود کنید و این را به عنوان یکی از افتخارات دوران گیمری خود ثبت کنید. من خودم برای اتمام بازی در این درجه سختی برنامه ای یک ساله ریخته ام!! به نظر من درجه Insane در GoW حتی از درجه سختی بسیار معروف Legendary در بازی Halo 2 نیز مشکل تر است و یا درجه سختی Veteran در COD2 واقعا در مقابل Insane بچه بازی است.
بازی در کل متشکل از پنج Act و سی Chapter است البته بعضی از این چپتر ها خیلی خیلی کوتاه هستند مثلا چپتر Outpost در Act 2 فقط حدود 30 ثانیه زمان میبرد. مرحله ماشین سواری نیز در بازی وجود دارد که البته بهتر است بگوییم غول سواری! چون باید یک ماشین گولاخ!! را کنترل کنید که Warthog در بازی Halo در مقابل آن به مثابه فولکس غورباقه ای است!

مراحل بازی:
با این که مراحل بازی به اندازه مثلا Battlefield گسترده و بزرگ نیستند اما مراحل بازی شامل مکانهای بسته بزرگ و کوچک و مکانهای باز در سایزهای مختلف میشود. ولی چیزی که در مراحل کاملا مشخص است تعداد نجومی آبجکت ها در صحنه هست و مهمترین نکته ای که میخواهیم به آن اشاره کنیم Level Design یا طراحی مراحل بازی است که در یک کلام فوق العاده است. تک تک آبجکت ها، موانع و سنگر ها با قصد و نیت در محیط قرار گرفته اند گویی که تیم سازنده تمام راه های موجود برای گذراندن یک قسمت را امتحان کرده و آبجکت ها را آنقدر عالی و هوشمندانه قرار داده که بازیباز هر کاری که فکرش را بکند میتواند انجام دهد و در عین حال با این کار باعث شده اند هر مبارزه تبدیل به پازلی شود که مطمئنا از پازل بعدی یا قبلی متفاوت است پس هر مبارزه با دیگر مبارزات متفاوت است که همین امر باعث شده با اینکه بازی سرشار از مبارزه و تیراندازی است اما تا آخرین لحظۀ آن به هیچ عنوان احساس خستگی و تکراری شدن مبارزات را نداشته باشید. پس خود را برای حل معما/مبارزات بازی آماده کنید!
دوربین بازی:
دوربین در بازیهای سوم شخص همواره موجودی رام نشدنی بوده که مشکلات زیادی را ایجاد میکرده اما دوربین در GoW فاقد هر گونه عیب و نقصی است و حتی میتوان آن را سینمایی ترین دوربین تاریخ بازیهای رایانه ای دانست که در موقعیت های گوناگون با نمایش صحنه ها از زوایا و به شیوه های مختلف حس دیدن یک فیلم اکشن جذاب را در بازیباز به وجود می آورد. مخصوصا در GoW به خاطر مکانیزم سنگر گرفتن، دوربین بازی باید خیلی عالی باشد و همینطور هم هست. وقتی پشت یک تکه سنگ پناه گرفته اید میتوانید میدان دیدی وسیع از اطراف خود داشته باشید که مثلا هم تیمی ها و یا دشمنان مشغول چه کاری هستند و این در حالی است که گلوله های دشمن همچون زنبورهای دیوانه از بالای سر شما عبور میکنند و یک سرباز لوکاست استارت اره برقی خود را زده و مشتاقانه برای احوال پرسی با شما میدود!! البته در تمام طول بازی شما درگیر مبارزه نیستید و در بعضی قسمت ها باید راه خود را پیدا کنید که در این بین میتوانید به زیبایی و شکوه محیط اطراف خود توجه کنید، با فشار دکمه Y نمای دوربین رو به اتفاق جالبی که در محیط در حال رخ دادن است تغییر میکند که همان نمای دوربین هالیوودی است که به آن اشاره کردیم. علاوه بر این در هنگام دویدن (نگه داشتن دکمه A) نیز دوربین تا کمر شخصیت پایین آمده و با حالتی مرتعش، لرزان و سریع دنبال شخصیت حرکت میکند که هیجان بازی را چند برابر میکند.

آخر گیم پلی :
در نهایت میتوان گفت که گیم پلی Gears of War واقعا عالی و در سطح بسیار بالایی است و چه بسیار افرادی که اصلا از سبک شوتر خوششان نمی آمده اما GoW آنها را مجذوب خود کرده. اما باز هم در صورتی که گیم پلی GoW توجه شما را به خود جلب نکرده باید بگوییم که شما یا جزو آن دسته از MMORPG بازهای تعصبی هستید، که به شما توصیه میکنیم بروید و همان wood elf ها را نجات دهید!! یا از آن بازیبازها با سلیقه های عجیب و غریب ژاپنی که در این صورت هم پیشنهاد میکنیم به انجام همان بازیها با درجه سنی Tو E بپردازید! و یا از آن گیمرها با روحیات لطیف! که در این صورت هم Viva Pinata را به شما پیشنهاد میکنیم!!! آخه کار هر کس نیست، M بازی کردن!!! گیم پلی Gears انصافا ممتاز و Classic است آن هم کلاسیک با C بزرگ! (Classic به معنای عالی و چیز به کمال رسیده است)
گرافیک بازی:
و اما میرسیم به خوفترین خصوصیت بازی که فکر میکنم اصلا احتیاج به تعریف نداشته باشد و تصاویر کاملا گویا باشند ولی با این حال به بررسی گرافیک بازی و نکات فنی آن میپردازیم. پیش از هر چیز این نکته را یادآوری کنم که گرافیک Gears of War بهترین و زیباترین گرافیکی است که تا به حال در یک بازی رایانه ای مشاهده کرده اید و هیچ بازی دیگری حتی رقابتی نسبتا نزدیک هم با آن نمیتواند داشته باشد. تفاوت گرافیک Gears of War با تمام بازیهای نسل بعدی که تا به حال منتشر شده به اندازه کلفتی گردن مارکوس فینکس است!!! از اشاره به گردن مارکوس هم قصد خاصی داشتم چرا که اوج دقت به جزئیات را نشان میدهد، وقتی که مارکوس از پشت موانع به چپ و راست خم شده و سر خود را تکان میدهد میتوانید شاهد حرکت عضله های گردن او باشید، بازیسازان حتی به خالکوبی روی دست دومینیک، زخم روی صورت مارکوس، صورت نه چندان صاف Baird و رگ های بیرون زده دست Cole هم رحم نکرده اند. چی دارم میگم؟!! آنها حتی به پیچ و مهره روی لباس سربازان هم توجه داشته اند چه برسد به موارد مذکور! جزئیات در این بازی حرف اول و آخر را میزند، فقط مواظب باشید که در طوفان جزئیات حواستان از مبارزات و اکشن سریع بازی پرت نشود. سازندگان حتی به جزئیاتی که ممکن است بازیباز در دور سوم انجام بازی نیز متوجه آنها نشود توجه کرده اند مثلا به مجسمه های گارگویلی (gargoyle) که در نوک برج ها قرار گرفته اند. هیچ دو ساختمان و بنایی را در بازی شبیه به هم پیدا نمیکنید، محیط های تکراری ابدا در بازی وجود ندارند. این بازی از لحاظ جزئیات آنقدر خوف است که به جرات ادعا میکنم تا به حال در هیچ بازی عرضه شده و عرضه نشده ای (که تریلر های آن منتشر شده باشد نظیر Crysis) چنین سطحی از جزئیات ندیده اید. باورتان نمیشود ولی جزئیات دل و روده دشمنان وقتی که با اره برقی آن را مثل سفره روی زمین پهن کردید اگر از جزئیات ظاهری آنها بیشتر نباشد مطمئنا کمتر هم نیست!!! نورپردازی بازی هم سنگین ترین و پیچیده ترین و دینامیک ترین نورپردازی به کار رفته در یک بازی رایانه ای است چرا که نور نقش مهمی در بازی ایفا میکند و رفتن به تاریکی در بازی تقریبا مساوی مرگ است (بعضی گونه های لوکاست نسبت به نور آلرژی دارند!) Self Shadowing از این دقیق تر و زیبا تر نمیشود. جلوه های آب غوغا میکند و جواب محکمی بود به آنهایی که میگفتند Unreal 3.0 توانایی نمایش حرکات مواد روان و مایع را ندارد. در یکی از مراحل بازی که در زیر باران اتفاق میفتد به راستی قدرت UE3.0 را در نمایش آب مشاهده میکنید چرا که زیباترین نمونه باران خلق شده در یک بازی رایانه ای را شاهد هستید. قطرات باران خیلی زیبا با زمین برخورد کرده و باعث ایجاد موج های کوتاه بر روی سطح آبهای جمع شده میشوند. رگه های نازک آب از لابلای شیار درختان به سمت پایین حرکت میکنند و جویبارهای کوچک آب بر روی زمین تشکیل میشود که به سمت قسمت های پست تر زمین حرکت میکنند! در کل واقعا جلوه های آب و حرکت آنها و رفلکس نور از روی آن، دیدنی و حیرت انگیز است. در همین مرحله هم هست که به خاطر رعد و برق های دیدنی میتوانید شاهد نورپردازی توهمی بازی روی درختان جنگل و زمین و حتی شخصیت ها باشید. مو هم که یکی دیگر از موارد مورد بحث قبل از انتشار بازی بود خوشبختانه بر روی سر اکثر سربازان از جمله مارکوس وجود دارد! البته مارکوس دستمال سر بسته ولی بر روی سر Baird میتوانید ببینید که UE3.0 از این لحاظ هم مشکلی ندارد. واقعا که گرافیک این بازی جای هیچ گونه حرف و حدیثی باقی نمیگذارد.

شخصیت ها هم از جزئیات بسیار دقیق و از تعداد Polygon های زیادی تشکیل شده مخصوصا لباس شخصیت ها که واقعا پر از جزئیات هست. سربازان لباس های بسیار بزرگ و حجیمی بر تن دارند که به خاطر هیکل های درشتی هم که دارند در نهایت باعث شده تا خیلی بزرگتر و حجیمتر از یک انسان یا سرباز معمولی جلوه کنند، البته اگر نگاهی به سربازان لوکاست و جثه و قیافه آنها بیندازید که شرارت از چشمانشان میبارد متوجه خواهید شد که این لباس ها چرا باید این قدر مجهز و بزرگ باشند. برای طراحی سربازان (انسان) از ترکیب مدل نیروهای SWAT، سامورایی های مدرن و فضانوردان استفاده شده است. اما نکته خوشحال کننده در مورد گرافیک بازی سرعت فریم بسیار خوب و ثابت بازی است که تقریبا به غیر از چند مورد انگشت شمار میتوان گفت در کل طول بازی روی عدد مناسب 30fps قفل شده است و از این لحاظ بازی فاقد هر گونه مشکل است. علاوه بر آن Motion Blur ملایم بازی هم به روان شدن بازی کمک کرده است.
سال گذشته که GoW به نمایش درآمد در زمینه انیمیشن سخت دچار مشکل بود چرا که انیمیشن های آن به صورت دستی طراحی شده بود اما پس از انتقاداتی که از آن شد سازندگان به ناچار تمام انیمیشن های بازی را با استفاده از Motion Capture از نو طراحی کردند که باعث شد از این لحاظ بازی خیلی بهتر شود به طوریکه الان میتوان انیمیشن های GoW را در سطح بالاترین عناوین روز (مثل Rainbow Six: Vegas) دانست. در طول بازی مارکوس حرکاتی کوماندویی انجام میدهد که تا بحال حتی از اسنیک و سم فیشر هم نمونه آنها را ندیده اید، مثل سنگر عوض کردن. با دیدن این انیمیشن ها ناخودآگاه به یاد فیلم هایی که ماموران SWAT در آن ایفای نقش میکنند، میفتید.
و اما صداگذاری بازی. اول از موسیقی بازی آغاز میکنیم که تمی حماسی، نظامی و تحریک کننده دارد. موسیقی به زیبایی در لحظات حساس اوج میگیرد و در لحظات آرام، ملایم میشود جالب اینکه این سوییچ کردن بین ریتم تند و ملایم خیلی زیبا صورت میگیرد به طوریکه مثل خیلی بازیهای دیگر یک دفعه و ناگهانی ریتم آهنگ تغییر نمیکند گویی که موسیقی قبلی قطع شده و موسیقی جدیدی در حال نواخته شدن است. در GoW این تغییر ریتم پیوسته و به تدریج و در عین حال سریع اتفاق میفتد. دیالوگ ها هم به بهترین شکل ممکن توسط گویندگان زبردست ادا میشوند. ناگفته نماند که صداهای در نظر گرفته شده برای کاراکتر ها خیلی با چهره آنها مطابقت دارد. دیالوگ های بازی هم اصولا تحریک کننده، هیجان برانگیز و خشن است البته از این سربازان زمخت انتظار بیشتری هم نمیتوان داشت چرا که آنها دانشمند نیستند که بخواهند از عبارات فلسفی، شاعرانه و عرفانی استفاده کنند بلکه اکثر گفتگوهایشان به این عبارت ختم میشود: Let's Rock!!! افکت های مختلف صوتی نظیر صدای تیراندازی، اره برقی، باران، داد و هوار نیروهای لوکاست و... همگی بدون نقص است.
بازی دارای بخش مولتی پلیر قوی ای است (هر چند بهترین نیست) به دلیل اینکه در ایران استفاده از تمام بخش های مولتی پلیر امکانپذیر نیست (به خاطر کنسول کپی خور شده و بازی غیر original) لذا تنها به شرح بخش Co-Op اکتفا میکنیم. در حالت Co-op قادر هستید که همراه یکی دیگر از دوستانتان و با تقسیم شدن صفحه نمایش به دو قسمت مساوی به انجام آن بپردازید که واقعا لذت بخش تر از انجام آن به صورت تک نفره است، اگر بخواهم به صورت دقیق بگویم انجام بازی در حالت Co-op به اندازه 17 میلیون و 143 هزار بار جذابتر از انجام آن به صورت تک نفره است!! حتما میپرسید چرا؟ دلیل آن این است که تمام مراحل بازی با این ذهنیت که بازی به صورت co-op انجام میشود طراحی شده بنابراین موقعیت های بسیاری در بازی وجود دارد که تمام کیف آن به انجام دونفره بازی است. مثلا در بخشهایی از بازی بر سر دوراهی قرار میگیرید و با یکدیگر بر سر اینکه هر یک از کدام راه بروید بحث میکنید و یا با هم بر سر به دست آوردن COG tag رقابت میکنید. اگر شما در نقش مارکوس بازی میکنید هر کاری که دلتان خواست انجام دهید!! چرا که شما مارکوس فینکس هستید و هر کاری عشقتان بکشد انجام میدهید و حرف بقیه هم اهمیتی ندارد!! در نهایت توصیه ما این است که اگر حتی به دوستی که شما را در این بازی همراهی کند دسترسی ندارید، پدر، مادر یا یکی از اعضای خانواده تان را پای تلویزیون بنشانید و مجبورش کنید تا به انجام بازی با شما بپردازد چون واقعا تجربه جالبی هست، حتی اگر یار شما چندان هم ماهر نیست نگران نباشید چرا که میتوانید در صورت صدمه دیدنش او را دوباره به بازی برگردانید. اگر یک یار ماهر هم پیدا کردید که دیگر نور علی نور است زیرا درجه سختی Insane منتظر شماست!
نکاتی دیگر
از دیگر نکات فرعی که تیم سازنده به آن توجه کرده میتوان به گزینه کنترل برای افراد چپ دست، گزینه هایی برای تغییر رنگ بندی بازی به خصوص برای کسانی که دچار کوررنگی هستند، تنظیم میزان خشونت بازی و... اشاره کرد.
افتخارات بازی:
Gears of War طبق انتظار از لحاظ تجاری و فروش هم خیلی عالی عمل کرد به طوریکه سریعترین فروش در دو هفته اول در بین بازیهای سال 2006 را داشت و انتظار میرود که در نهایت فروشی بیش از 4 میلیون نسخه داشته باشد. مطمئنا عنوان بهترین بازی سال را هم باید به یکی از دو عنوان Gears of War و یا Zelda: Twilight Princess داد که رقابت بسیار تنگاتنگی با هم دارند ولی از آنجا که مقایسه این دو بازی کاملا متفاوت، اشتباه است ما هیچ کدام را نسبت به دیگری، برتر معرفی نمیکنیم. هر دو بازی آنقدر بزرگ و عالی هستند که انتخاب عنوان بهتر یکی از سخت ترین کارهای ممکن باشد. پس انتخاب با خود شما!
اما Cliffy B قبل از عرضه GoW به طور غیر مستقیم به ساخت ادامه ای بر این بازی اشاره کرده بود و بعد از عرضه آن نیز رسما اعلام کرد که GoW تنها چشمه ای از قابلیت ها و قدرت کنسول Xbox360 است و او اهداف بزرگتری را با این کنسول دنبال میکند که این یعنی GoW2 در راه است، نه فقط به عنوان یک ادامه برای شماره اول بلکه یک عنوان به مراتب بهتر. کلیفی و تیم سازنده بازی در Epic تجربه بسیار خوبی را با GoW کسب کردند و با حمایت مالی شدیدتر مایکروسافت میتوان از همین حالا برای قسمت دوم این بازی لحظه شماری کرد. GoW باعث شد تا هیچ کس از خرید کنسول 360 پشیمان نشود و آنهایی هم که تا بحال برای خرید کنسول دست نگه داشته اند برای تهیه آن آستین بالا بزنند. این بازی را به هیچ وجه من الوجوه از دست ندهید.














































.





















بالاخره داستان پر جنجال این بازی هم به پایان رسید شما می توانید این بازی را در ایران تهیه کنید.Sam Fisher از اعماق تاریکی ها اما با آهستگی می آید … او باز هم برای نجات دنیا از فلاکتی دیگر در نسخه سوم بازی به همراهی شما خواهد پرداخت. آیا او خواهد توانست از پس این کار همچون همیشه بر آمده و توانایی ها و قابلیت های خود را بار دیگر به اثبات برساند ؟



























